ادامه حمله توپخانه ای ايران به روستاهای کردنشين
آزاد تبریز- حکومت منطقهای کردستان عراق می گويد حملات توپخانهای روز دوشنبه جمهوری اسلامی ايران به روستاهای مرزی کردستان عراق، ادامه دارد. به گزارش دفتر اطلاع رسانی اتحاديه ميهنی کردستان، طی يک هفته گذشته بر اثر حمله توپخانهای جمهوری اسلامی ايران به روستاهای حاجی عمران و پشدر که با شهرستان های سردشت و پيرانشهر از توابع استان آذربايجان غربی ايران هم مرز است، زيان های مالی قابل توجهی به مردم اين مناطق وارد آمده و باعث آوارگی صدها نفر از ساکنين روستاهای مرزی شده است. ناظم عمر دباغ نماينده حکومت منطقهای کردستان در تهران به اظهارات مسئولان جمهوری اسلامی اشاره کرده که گفته اند در مناطقی که هدف آتشباری توپخانهای نيروهای مسلح ايران قرار می گيرند، نيروهای مخالف نظام ايران حضور دارند.
جمال عبدالله سخنگوی حکومت منطقهای کردستان که در اربيل به سر می برد، در گفت و گو با راديو فردا اين اظهارات را رد می کند و می گويد: «اگر قرار است اين توپ باران عليه پژاک و پ ک ک باشد، بايد گفت که پ ک ک، پايگاه های ثابتی ندارد و مدام در حال جابجايی و تغيير مکان است.»
او می افزايد: «اين مناطق مرزی، تحت کنترل ما و دولت های همسايه قرار ندارند. اما خاک اقليم کردستان بر اساس قانون بخشی از خاک عراق است و عبور از مرزها چه از طريق نيروی زمينی و چه با توپ باران تجاوز و حملهای محسوب می گردد که عليه حق حاکميت بخشی از خاک عراق است. به همين دليل ما نگران هستيم و نارضايی خود را از اين موضوع ابراز می داريم.»
به گفته جمال عبدالله، «تاکنون سندی مبنی بر حضور نيروهای پ ک ک در روستاها وجود ندارد. چرا مرتکب اقدامی می شوند که در نتيجه آن ساکنين روستاها دچار زيان های مالی شده و به عمق خاک کردستان عراق آواره شوند.»
او می گويد بخشی از اين روستائيان به قلادزه رفتهاند.
جمال عبدالله سخنگوی حکومت منطقهای کردستان عراق در ادامه گفت و گو با راديو فردا می گويد: توپ باران روز دوشنبه ۲۰ اوت هم ادامه داشته و در اين رابطه نارضايی رسمی خود را به مقامات جمهوری اسلامی ابلاغ داشتهاند.
جمال عبدلله می گويد: «در روزی که توپ باران شروع شده با ناظم عمر نماينده رسمی حکومت کردستان در تهران تماس گرفتم و ضمن محکوم کردن اين توپ باران از او خواستم نامه اعتراضی ای را با عنوان حکومت اقليم کردستان به جمهوری اسلامی ايران و طرف های مربوطه تقديم کند. مبنی بر آنکه ما اين توپ باران را نادرست و ناروا می دانيم و مايليم از طريق ديگری به حل مشکلات پرداخته شود.»
او می گويد: « نماينده حکومت کردستان اعتراض نامه رسمی ما را به جمهوری اسلامی رسانده است. با اين حال توپ باران تاکنون و امروز هم به ويژه در مناطق حاجی عمران ادامه داشته است. قبلا مناطق پشدر و قلادزه توپ باران می شد.»
از سوی ديگر اتحاديه ميهنی کردستان ظهر دوشنبه ۲۰ اوت، هياتی را برای بررسی اوضاع به منطقه اعزام کرده است.
حمله های توپخانهای جمهوری اسلامی عليه مناطق مرزی کردستان، عراق پس از درگيری های نظامی ميان گروه مسلح پژاک شاخه ايرانی حزب کارگران کردستان پ ک ک و نيروهای سپاه پاسداران در منطقه پيرانشهر شدت بيشتری به خود گرفته است.
قایناق:http://www.azadtabriz.com
پخش بیانیه های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در شهرهای مختلف
بیانیه های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان شاخه قوشاچای که در محکومیت و اعتراض به توطئه تقسیم اراضی آذربایجان ( طرح فرمانداری ویژه ) صادر شده بود جهت آگاهی بیشتر مردم از این توطئه به صورت گسترده در شهرهای غربی آذربایجان پخش شد.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از هواداران و فعالین ملی آذربایجان می خواهد که با تکثیر و پخش بیانیه های صادره از سوی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان این کمیته را یاری رسانند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
۲۸ / ۵ / ۸۶
خبر فوري:
در بين شهدا نام سرهنگ خلبان ((فرهاد بديعي)) 55 ساله اهل اورميه روستاي دييه له (دياله) كه از جمله ماهرترين خلبانان ارتش محسوب ميشد به چشم ميخورد. وي كه آخرين پرواز دوران خدمتش را انجام مي داد قرار بود يكماه بعد در پايان شهريور ماه سالجاري بازنشسته شود. شايان ذكر است برادر وي نيز چند سال پيش در درگيري با گروهكهاي تروريستي كردي شهيد شده بودند.
همچنين به همراه شهيد بديعي 4 تن ديگر از فرماندهان رده مياني سپاه و ارتش نيز شهيد شده و 6 تن نيز جراحات سختي برداشته اند. جنازه هاي شهدا تا لحظه تنظيم خبر (صبح روز شنبه 27 مرداد 86) به اورميه منتقل نشده است. گفته ميشود با توجه به اينكه هلي كوپتر در منطقه ايي كه در اختيار تروريستهاي كرد پ. ك. ك بوده مورد هدف قرار گرفته است امكان دسترسي به جنازه ها و انتقال آنها وجود ندارد.
بیانیه تحلیلی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان – شاخه قوشاچای
فرمانداری های ویژه توطئه ای جدید برای آغاز جداسازی شهرهای غرب آذربایجان
پروژه تقسیم تدریجی اراضی آذربایجان از سال ١٨١٣ به صورت فرآیندی هدف دار کلید خورده و تا همین امروز با مکانیزمهای گوناگون به شکلی نوین ادامه می یابد. بزرگترین و شاخص ترین مؤلفه های این فرآیند زمانی رقم خورد که بین سالهای (١٨١٣١٨٢٨) اراضی آذربایجان واحد و یکپارچه به موجب قراردادهای ننگین "گلستان" و"تورکمن چای" به دو نیم شمالی و جنوبی تقسیم گردید. و این نه آخر ماجرا بلکه تازه آغاز یک پراسس مداوم و تدریجی بود.
با نشستن رضا قلدر به مسند قدرت این روند در آذربایجان جنوبی سرعتی قابل ملاحظه به خود گرفت چنانکه در دوره حکومت راسیستی پهلوی عملا تقسیم تدریجی اراضی آذربایجان همراه با جعل هویت تاریخی و فرهنگی در اهداف برنامه های بلند مدت حکومت شونیستی فارس گرا نمودی بیشتر پیدا کرد. در نمودار این پروسه روح دشمنی با ملت آذربایجان را در جدایی اراضی تاریخی آذربایجان و ضمیمه شدن آن به دیگر ایالت ها میتوان به عینه مشاهده نمود.چنانکه در سال ١٣٣۹ بعد از تقسیم شدن آذربایجان به استانهای آذربایجان شرقی و غربی بسیاری از شهرهای آذربایجان به استانهای مجاور واگذار شدند و در همین سال با تبدیل شدن همدان به فرمانداری کل روند جدایی تدریجی این شهر تاریخی از آذربایجان نیز تسریع داده شد. به رغم این همه جفا در حق تمامیت ارضی آذربایجان همچنان تا آن زمان اردبیل، زنجان و قزوین باز جز آذربایجان شرقی بودند.سرانجام در سال ١٣٥۷ زنجان نیز از پیکره آذربایجان جدا شده و خود استانی مستقل شد . موتور محرکه تکه-تکه سازی آذربایجان با سرعتی دیوانه وار دیگر بار در سالهای١٣۷٢-١٣۷٣ به ترتیب شهرهای اردبیل و قزوین را از مام وطن جدا کرد تا هر یک از شهرهای جدا شده بر اساس برنامه ریزی های مدون شونیستی، استانی نه با نام آذربایجان بلکه با نام همان شهر پا به دام مهلک جدایی اراضی تاریخی آذربایجان و آسیملاسیون فرهنگی بگذارند. که این همان رعایت اصول تدریجی نابودی آذربایجان بود که به شکلی ماهرانه از پشت پرده، عروسک گردان های تهران نشین عروسکهای(نمایندگان مجلس) اردبیلی و قزوینی را در جهت میل و خواستگاه خودشان به خدمت گرفته بودند تا مقدس ترین و عزیزترین سرزمین یک ملتی زیر پای این خوش خدمتتان شونیسم روز به روز نحیف تر گردد.
این پروژه کلان گویی تا حذف نام آذربایجان از روی یک به یک شهرهای آذربایجان تا جایی که تنها آذربایجان را با تبریز بشناسند و بس، پایانی دیگری را متصور نیست . در راستای این پروژه شوم طراحان نابودی سرزمین و ملت آذربایجان این بار طرح فرمانداری های ویژه را که نگارشی نو از فرمانداری های کل پیشین است در برنامه اجرایی دولت حاضر گذاشته اند. این طرح که بوی توطئه آن مشام هر فرد آگاهی را متوجه پیامدهای آتی آن می سازد امروز با ضرورتهای ساختگی مطرح شده از سوی کارشناسان تیم ریس جمهوری که از زمان سفر ش به آذربایجان شروع شده آغاز گشته و فردا با جدایی خاکهای تاریخی آذربایجان از پیکر آن پایان خواهد پذیرفت. در این طرح به اجرا گذاشته شده ٨ شهر حکم فرمانداری ویژه را دریافت می کنند که در این بین آنچه که هر کسی را متعجب می کند سهم ٣٨ درصدی از این طرح است که نصیب آذربایجان شده است .راستی این چه تحفه ای شیرینی است که به کام استانهای فارس نشین تلخ بوده است که سهم ٣٨ درصدی از آن به آذربایجان بخشیده اند در حالیکه در تخصیص اعتبارات سهم آذربایجان عددی یک رقمی است.
ادامه مطلب
بيجار، شهر غريب آذربايجان
آيلين مهدوي – بيجار-دانشجوي مديريت دولتي
Aylin_bicar@yahoo.com
بیجار در جنوب غرب سرزمين تاريخي آذربايجان، غرب ایران واقع شده و از نظر اداري تابع استان کردستان می باشد دارای 7730 کیلومتر مربع مساحت بوده و دارای 288 روستاست که حدود 262 روستای آن قابل سکونت می باشد . از شمال شرقی به استان زنجان ، از شمال غربی به شهرستان تکاب ( دراستان آذربایجان غربی) ، از جنوب به شهرستان قروه ، از جنوب شرقی به قسمت کوچکی از استان همدان و از غرب به سنندج و دیواندره محدود است.
بیجار منطقه ای است در راستای رشتهکوههای غرب ایران و یک سوم اراضی آن کوهستانی است. جنس خاک آن از سنگهای رسوبی بویژه ترکیبات رسی و آهکی و متعلق به دگرگونیهای دوران سوم است. شهر بیجار به "بام ایران" شهرت دارد چرا که 1940 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و 770 متر از تهران و 425 متر از سنندج بلندتر است. این شهر بعد از شهر کرد بلندترین شهر ایران بوده ودر طول 47 درجه و 36 دقیقه شرقی گرینویچ و عرض شمالی 35 درج و52 دقیقه استوا قرار دارد .
مردم بيجار گروس در جريان انقلاب مشروطه بر خلاف شهرهاي همسايه غربي با 300 سوار به ياري و كمك ((ستارخان)) و ديگر دليران مشروطه آذربايجان شتافتند. بيجار گروس در 1325 شمسي همزمان با شكست ((فرقه دموكرات آذربايجان)) و تشديد فشارهاي حكومت پهلوي به مردم آذربايجان و شدت يافتن اعمال استعماري بر عليه آذربايجان، از استان چهارم (آذربايجان) منفك گرديده و به استان همدان واگذار گرديد و نهايتا در 1337 با تشكيل استان كردستان بيجار گروس به اين استان ضميمه شد و اين درحاليست كه با بررسي تاريخي مشخص ميگردد كه اين منطقه همواره جزو ايالت و منطقه آذربايجان بوده و هميشه از ناحيه غرب مورد حمله و غارتگري و چپاول قرار ميگرفته است. بيجار گروس همينك وسيعترين و پرآب ترين منطقه استان كردستان ميباشد و به انبار غله ايران نيز مشهور است.
بعد از تشكيل استان كردستان كه كوه ((چنگ الماس)) حد و مرز آذربايجان و كردستان تعيين شد، شاعر تورك زبان بيجار ترانه ايي ناشي از حسرت جدايي از سرزمين مادري ميسرايد كه اكنون نيز زنان منطقه هنگام تنهايي و هنگام قالي بافي اين ترانه را زمزمه ميكنند:
چنگ الماسين يئلي اسدي
آجي سي دوغرادي كسدي
حاجامات آلمايين بسدي
قان آپاردي حالدان مني
ايراق سالدي ائلدن مني
درباره وجه تسمیه آن نیز آمده است ناصرالدین شاه با امیرنظام گروسى شبى در گروس (ناحيه ايي از بيجار) به سر مى برد و مطالبى داشت كه مى خواست تا صبح توسط جارچى پخش شود اما صبح روز بعد همه مردم از آن مطلب، آگاه بودند. از این رو آن شهر را بیجار مى گویند. شاه اسماعیل صفوی هنگام لشکر کشی به غرب ایران از این منطقه عبور کرده و نیز سپاهیان چنگیز از آن گذشته اند و اثاری به نام چنگیز قلعه در بالای کوهی به همین نام در 5 کیلومتری شهر حکایت از این موضوع دارد. به دلیل شایستگی زنان این منطقه ، در زمان ناصرالدین شاه قاجار ، خزانه دارحکومت فردی به نام "زبیده خانم گروسی " از اهالی حلوایی بیجار به عنوان همسر شاه و خزانه دار دربار بر گزیده شد و در حکومت وقت نفوذ زیادی پیدا کرد
دیرینگی تاریخی این منطقه به هزاره سوم قبل از میلاد مسیح می رسد و موید این فرض " دژ سترک " یا قلعه " قمچقای " است که در عهد مادها ، پارتها و ساسانیان به عنوان پایگاه استراتژیک از آن استفاده می شده است.
ادامه مطلب
تك سوچوم تورك اولماقدير
كركوكلو شمس الدين كوزه جي
گئجهم گوندوزوم آجی
وطن باشیمین تاجی
دردیمین یوخ عیلاجی
تک سوچوم تورک اولماقدیر
اؤزگورلوگه قاتیلدیم
زیندانلارا آتیلدیم
کؤله کیمی ساتیلدیم
تک سوچوم تورک اولماقدیر
باغلادیلار قولومو
غیب ائتدیم ساغ سولومو
بکلهمهیین یولومو
تک سوچوم تورک اولماقدیر
گورگور سسیم دویولدو
قارا گؤزوم اویولدو
دریم بئله سویولدو
تک سوچوم تورک اولماقدیر
ادامه مطلب
دومین شماره توپراق ارگان رسمی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منتشر و در شهر های غرب آذربایجان پخش شد !
این نشریه حاوی مقالات اعلام موضع و مطالب تحلیلی کمیته دمردمی دفاع از غرب آذربایجان میباشد.
از هواداران کمیته درخواست میشود فایل(در صفحه باز شده روی لینک download file کلیک کنید) نشریه را چاپ و تکثیر نمایند !

سفر هیئتی از نمایندگان مجلس آلمان به کردستان عراق
میللی شورا - کلاودیا روت (Claudia Roth) رئیس حزب سبزهای آلمان در روز پنجشنبه (۲۶ ژوییه) از دولت آلمان خواست که نقشی قویتر در رابطه با بخش کردنشین عراق ایفا کند. خانم روت هم اکنون همراه با کارشناس امنیتی حزب سبزها، وینفرید ناختوای (Winfried Nachtwei) از شمال عراق دیدن میکند. از زمان حمله امریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ این نخستین بار است که هیأتی از سوی مجلس نمایندگان آلمان به این منطقه میرود.
کلاودیا روت نماینده مجلس آلمان و رئیس حزب سبزهای آلمان در مصاحبهای تلویزیونی با فرستنده تلویزیونی آلمانی ARD گفت: “آلمان باید نقشی دیگر را بر عهده بگیرد. من انتظار دارم که دولت آلمان فدرال اینجا در کردستان به لحاظ دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسی حضور داشته باشد، بخصوص که در اینجا افراد بسیاری هستند که مسؤولیتهای مهمی دارند و پیش از این مدتی در آلمان زندگی کردهاند.“
هم اکنون کلاودیا روت همراه با همحزبی خود وینفرید ناختوای در شمال عراق است. این دو نخستین کسانی هستند که از زمان حمله امریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ به نمایندگی از طرف مجلس آلمان به این منطقه سفر کردهاند. آنان طی سفر پنج روزه خود با فعالان حقوق زنان، نمایندگان سازمان ملل متحد و وزرا و نیز با جلال طالبانی، رئیس جمهور عراق، دیدار و گفتگو کردند. رئیس جمهور عراق به آنان قول کمک برای آزاد کردن شهروند آلمانی سینان کراوزه (Sinan Krause) را داد که حدود ۴ ماه پیش ربوده شده است.
روت و ناختوای همچنین با مسعود بارزانی، رئیس جمهور منطقه خودگردان شمال عراق، دیدار داشتند. این منطقه از سال ۱۹۹۱ خودمختار است و از این نظر بسیار موفق بوده و از ثبات برخوردار است. این موضوع را وینفرید ناختوای هم تایید کرد. وی گفت: “در کردستان عراق توانستهاند جلوی تروریستها را بگیرند. به نظر من وضعیت در اینجا از مثلا شمال افغانستان بسیار بسیار باثباتتر است.“
وزارت امور خارجه آلمان به طور کلی از شهروندان آلمانی مقیم عراق خواسته است که این کشور را ترک کنند و در مورد شمال عراق هم استثنایی قائل نشده است. دو نماینده مجلس آلمان به این موضوع انتقاد میکنند. کلاودیا روت همچنین هم از اینکه نمایندهای سیاسی از سوی آلمان در شمال عراق وجود ندارد و هم از نبود تبادل فرهنگی میان آلمان و کردستان عراق انتقاد میکند. او پیشنهاد میکند که آلمان در این منطقه برای نمونه مدرسهای آلمانی تاسیس کند.
البته از پایان سال گذشته کنسولگریای در شهر اربیل وجود دارد، اما این کنسولگری برای مثال اجازه صدور ویزا را ندارد. نتیجه آن است که کسانی که مایل به سفر از شمال عراق به آلمان هستند باید سفری خطرناک به بغداد یا آنکارا در ترکیه را در پیش گیرند. امری که بس دشوار است. در حالیکه به نظر کلاودیا روت کردستان عراق با وجود همه کمبودهایی که هنوز در زمینه رعایت حقوق بشر دارد، عاملی برای ثبات است که میتواند به سراسر عراق منتقل شود.
قایناق:http://www.millishura.com
محل اسکان ترکها در عراق
جمعیت (جغرافیای) ترکهای عراق ، ازمرز جمهوری ترکیه با عراق از حدود مرزی حکاری و سیرت شروع میشود.
در شمال شرقی شهر موصل ،( نقطه شمالی منطقه مسکونی ترکهای عراق ) شهر تلافر در بزرگترین استان عراق واقع شده است .
شهر تلافر یک شهر ترک بوده وجمعیت بالغ بر یک میلیون نفر راشامل میشود. خط جغرافیایی که از تلافر شروع شده و با در بر گرفتن موصل به سمت غرب و جنوب ادامه پیدا کرده و دیگر شهر ترک یعنی منطقه اربیل را نیز داخل این خط جا داده است. در جنوب اربیل شهرستان آلتین کپری و در امتداد جنوبی با فاصله ای مساوی بزرگترین شهر ترکهای عراق ، کرکوک واقع شده که این شهر در عین حال مرکز ترک عراق شمرده میشود . در اطراف شهر کرکوک مناطق مسکونی ترک نشین زیادی وجود دارد .وقتی به سمت جنوب کرکوک حرکت میکنیم ، از مناطق مسکونی ترکها، شهرستانهای بزرگ و مهمی مانند داکوک ( تاووک )، توزحورماتو، تازه حورماتو، کیفری و روستاهای بایات راکه از صدها روستا تشکیل یافته را خواهیم دید .
همچنین وقتی از شمال به سمت جنوب حرکت کنیم با چنین روستاهایی مدام برخوردمیکنیم .
در این خط جغرافیایی ، مناطق مسکونی که اکثریت ترک نشین هستند متشکل از تعداد زیادی بخش و صدها روستا تا 120 کیلو متری غرب بغداد ، وتا بخشهای دیگری بنام بیدار و مندلی کشانده شده است .
در دوران امپراتوری عثمانی ( تا سال 1918 ) استان موصل و کرکوک ،بصورت
متصرفات مستقل اداره میشد . شهرستان اربیل به کرکوک و شهرستان هانکین نیز به بغداد وابسته وهریک مرکز فرماندهی نیروی زمینی بود . تا به امروز با عوض کردن شکل اداری مناطق مسکونی ترکهای عراق از سوی حکومت های بر سر کار آمده در عراق ، سعی بر خراب کردن شکل جغرافیایی منطقه داشته اند . تا سال 1957 ترکمن ها در استانهای کرکوک ، اربیل وموصل و شهرستان دیالا اسکان داشتند . در بغداد نیز حدودا جمعییتی مساوی با جمعیت شهرستان اربیل در حال زندگی بودند . بعد از سال 1976 ساختار اداری عراق عوض شد و استانهای جدیدی بوجود آمد ، تعداد استانها به 18 عدد رسید . این تعویضات صرفا بخاطر از هم پاشیدن مناطقی که ترک نشین ها در اکثریت بودند انجام شد .
دراین میان همانگونه که قبلا مشخص شده بود ،نام شهر اصلی ترکمن های عراق را از کرکوک به التمیم تغییر دادند . در اصل نام کرکوک از دوران قبل از میلاد مسیح بعنوان نام این مناطق مسکونی ، استعمال میشد که بعدها این اسم بر اثر گذشت زمان و بنا برتغییری که بخاطر لهجه و طرز تلفظ ساکنان این مناطق صورت گرفته بود ، بحالت امروزی در آمده ، این اسم در اثر گذشت زمان بصورت سمبلی برای ترکمن های عراق درآمد که بدین دلیل حکومت بغداد این اسم را عوض کرده بود . صدها روستای وابسته به استان کرکوک را به همراه اراضی زیر کشتشان ، از استان کرکوک جدا کرده و جزو مناطق استان دیگری اعلام کردند که با این عمل تعداد جمعیت استان کرکوک را کم کردند و همچنین با اضافه کردن روستاها و بخش های ترک به دیگر استانها ، استانهای ترک را بصورت اقلیت در آوردند . و نیز درراستای سیاست عربیزاسیون در کرکوک ودیگر شهرها و مناطق ترک نشین با کوچ دادن عرب های بدوی به این مناطق ، بالاخص در کرکوک با اعمال این سیاست سعی بر آن دارند که از اکثریت جمعیت ترک کاسته وآنها را در اقلیت نشان دهند ...
ادامه مطلب

