به بهانه اقدامات اخیر اکراد در شهرهای غرب آذربایجان و نیز اقدام تجاوزگرانه هفته نامه ((پیام کردستان)) که در آخرین شماره خود نقشه تخیلی کردستان بزرگ را در صفحه اول و اصلی تیتر و چاپ کرده است و علنا ادعاهای ارضی اکراد تجاوزگر را تبلیغ میکند و در این بین سکوت و بی تفاوتی برخی گروهها و فعالان حرکت ملی آذربایجان جای بسیار تاسف و سئوال دارد.
روشنفکر و فعال سياسی آذربايجانی و مساله کرد
رضا تورک
Riza_turk@yahoo.com
بحث روشنفکر آذربایجانی و اشتباهات تاریخی و خانمان سوز آنها در تاریخ معاصر آذربایجان مساله ایی است که آنگونه که باید و شاید بدان پرداخته نشده است. به اعتقاد اینجانب هیچگاه نمیتوان عموم و توده یک ملت را محکوم به ((اشتباه)) یا ((نا آگاهی)) کرد چراکه این روشنفکر است که در قبال مسئولیتی که خود ((آگاهانه)) و ((اختیاری)) در قبال عقیده اش پذیرفته است محکوم به روشنگری در جامعه انسانی و یا ملت مطبوعه خود است لذا در جوامع توتالیتری و چند ملیتی همچون ایران اگر ملتی از ناآگاهی رنج میبرد در درجه اول این روشنفکر آن ملت است که خوب عمل نکرده و یا ناکام ماندن وی در انتشار عقایدش مربوط به ضعف قدرت او در برابر روشنفکران ملیتهای دیگر مخصوصا طبقه حاکم است (در ایران لابی شووینیستی فارس). شاید وضعیت امروز نامناسب آذربایجان نیز متاثر از اقدامات آنگونه روشنفکران و تحصیلکرده های آذربایجانی باشد که هیچ یک در طول عمرشان در راستای منافع ملی آذربایجان گام ننهاده اند و شاید در بسیاری مواقع آگاهانه یا جاهلانه بطور عکس نیز عمل کرده اند. البته در این مجال قصد آن نداریم تا به اشتباهات مهم و خانمان سوز روشنفکران آذربایجانی بپردازیم، بلکه غرض آنست تا به بررسی موضع گیریها و نحوه برخورد احزاب، گروهها و فعالان حرکت ملی آذربایجان (بعنوان روشفکران واقعی آذربایجان) در قبال مساله اکراد در آذربایجان که رفته – رفته به معضل تبدیل میشود، را بررسی نماییم.
آنچه که امروز در آذربایجان مشخص و مبرهن است، ادعاهای ارضی و نیز سیاستها و اقدامات خطرناک اکراد در نواحی غرب آذربایجان است که این مساله با کمی تامل و تفکر حتی بر توده ملت نیز قابل درک است. نگاهی بر آمار مهاجرت اکراد در طول ۱۵سال اخیر به غرب آذربایجان، اقدامات مشکوک آنها در حین انتخابات محلی در غرب آذربایجان، تشکیل مافیای قاچاق در نوار مرزی بصورت مسلحانه و با مساعدت احزاب تروریستی پژاک و پ.ک.ک، چاپ و تکثیر و توزیع نقشه های خیالی "کردستان بزرگ"، تشکیل، تبلیغ و تقویت احزاب تروریستی پژاک و پ.ک.ک که تمامیت ارضی کشورهای ایران(نواحی غربی آذربایجان)، ترکیه، سوریه و عراق را هدف قرار داده اند و تاکنون مرتکب صدها فاجعه و عملیات تروریستی گشته اند، درخواست اکراد از خاتمی شوینیست جهت تشکیل استان مکریان، اقدامات فتنه برانگیز و هدایت شده فراکسیون کرد مجلس شورای اسلامی، سعی در معرفی و تبلیغ شهرهایی نظیر اورمیه، سولدوز، ماکی، سلماس، پیرانشهر(خانا)، بیجار، قروه، سونقور و ... در تلوزیونهای ماهواره ایی کردی که اینها مثلا شهرهای کردنشین هستند در حالیکه مثلا اکراد تنها حدود۷ درصد جمعیت اورمیه، ۱۲درصد جمعیت سولدوز،۱۰ درصد جمعیت سلماس، ۵درصد جمعیت ماکی،۲۵ درصد جمعیت بیجار و قروه هستند و تنها در خانا و سونقور دارای برتری نسبی جمعیتی میباشند و در واقع قریب بر نصف جمعیت استان کردستان را تورکهای شیعه و سنی آذربایجانی تشکیل میدهند.
همه موارد فوق الذکر دلایلی محکم و کاملا علنی هستند در خصوص ادعاهای ارضی اکراد مهاجر در غرب آذربایجان.
آنان بصورت مالیخولیایی عاشق و مفتون اراضی غربی آذربایجان هستند و در طول تاریخ معاصر نیز همواره با پشتگرمی دول خارجی و در مواقع ضعف حکومت مرکزی در همین راستا اقدام کرده اند که جنایات شیخ عبیدالله شمزینانی، سیمیتقوی راهزن و جنایات اوایل انقلاب ۵۷ در شهرهای سولدوز و خانا و اوشنو و ... توسط احزاب مسلح دموکرات و کومله اسنادی دیگر در تایید ادعای ماست.
اما حال مساله ایی که وجود دارد اینست که بنظر میرسد متاسفانه برخی از گروهها و فعالان حرکت ملی آذربایجان درک درستی از مساله کرد در آذربایجان ندارند و این مساله در نواحی مرکزی تر و شرقی تر آذربایجان و یا آنانکه فعلا در مرزهای خارج از ایران ساکن هستند ملموستر است.
متاسفانه بنظر میرسد بسیاری از گروهها، احزاب و فعالان حرکت ملی آذربایجان برنامه ایی برای برخورد با مساله کرد در آذربایجان ندارند. نگاهی بر نوع نگرش، تحلیل و برخورد شاخه های حرکت ملی آذربایجان در مورد اقدامات علنی ادعاهای ارضی اکراد در غرب آذربایجان نشان میدهد متاسفانه بسیاری از ما با نگاهی سادلوحانه و یا اینترناسیونالیستی آنهم در مقابل گروههای فاشیستی و تروریستی کردی تنها به حوادث و رخدادهای آینده دلخوش هستیم و امروز فرصتهایی را از دست میدهیم که مطمئنا جبران آنها در آینده برای ما همراه با صرف هزینه های فراوانی همراه خواهد بود. در میان برخی گروهها یا فعالان نیز که دغدغه کرد شدت بیشتری دارد بصورت محفلی و تنها در مقام بحث و بصورت تئوریک مباحثی مطرح میشود، کما اینکه اگر این تئوری ها به فعلیت نرسند در واقع تلاشی عبث و فوت وقت بوده اند که هیچ نفعی برای دفاع از منافع ملی آذربایجان ندارند.
اینجانب مخالف ((همزیستی مسالمت آمیز)) و ((حسن همجواری)) با اکراد نیستم و معتقدم که اکراد نیز بسان همه مهاجرین و اقلیت های آذربایجان از حقوق انسانی خود باید برخوردار باشند و برخوردارند، همینطور مخالف تفکر ((اینترناسیونالیستی)) نیستم، ولی معتقدم با سلاح اینتر ناسیونالیسم نمیتوان به جنگ تروریسمی که سرزمین مان یعنی شرف ملی مان را هدف قرار داده است رفت، آنان کاملا آشکار و علنی ادعاهای خطرناک و تجاوزگرانه خود را تبلیغ و پیگیری می کنند و بر طبل نفاق و دشمنی و جنگ می کوبند و این در حالیست که برخی از ما بسیار ساده لوحانه در فکر برادری و برابری هستیم. با مطالعه و بررسی سیاستها و نیات کوتاه مدت و بلند مدت اکراد در زمان کنونی و با مرور حافظه تاریخی مردم تورک و مظلوم غرب آذربایجان که با اجرای سیاستهای وحشیانه و تروریستی اکراد خون هزاران نفر از اجداد و عزیزانمان بدست اکراد ((نمک نشناس)) ریخته شده است و اراضی تکه – تکه شده غرب آذربایجان و روستاها و شهرهای از دست رفته مان، نگران توطئه ها و نیات طمع کارانه و تجاوزگرانه اکراد میشوم، نیاتی که بار دیگر با بدست آوردن ((فرصتی نو)) درصدد ایجاد بحران و راه انداختن کشت و کشتار در غرب آذربایجان هستند.
ساده ترین و دموکراتیک ترین اقدامی که یک جریان سیاسی میتواند در خصوص رخدادهای مختلف انجام دهد انتشار و صدور بیانیه است، متاسفانه جریانهای فکری - سیاسی موجود در حرکت ملی آذربایجان حتی در این زمینه تقریبا از خود فعالیتی نشان نداده اند. همچنین آنقدر که برخی از ما دچار مسائل حاشیه ایی شده ایم و در دور تسلسل پیرامون خود گیر کرده ایم که مجالی برای برخورد با واقعیات آذربایجان و برنامه ریزی و اقدامات عملی در خصوص دفاع از منافع ملی مان انجام نداده ایم، برخی از ما هم تنها به حرص و جوش خوردن بسنده کرده ایم غافل از اینکه یک روشنفکر یا فعال سیاسی باید قدرت تحلیل و تشخیص داشته باشد و تحلیل خود را نیز بر جامعه تحمیل نماید و در واقع تلاش نماید با کسب اطلاعات از اهداف و شرایط و توانایی های دشمن و با درک واقعیات با اتکا به علوم مختلف ملت خود را آگاه نماید و با تئوری پردازی و طراحی و برنامه ریزی دفاع، زمینه را برای به فعلیت رساندن تئوریهای بالقوه مهیا نماید.
در اینجا عنوان کردن مثالی را که مطمئنا برای بیشتر ما پیش آمده است را خالی از لطف نمیدانم، در غرب آذربایجان وقتیکه از فعال سیاسی آذربایجانی سوال میشود که در برابر تروریسم کرد چه باید کرد، معمولا با این جواب روبرو میشویم: ((اکراد دارای تاریخ مصرفند و نمیتوانند کاری بکنند، آنها اگر پ ک ک و پژاک دارند ما بسیجی و سپاهی داریم.)) من با جمله اول این پاسخ کاملا موافقم، اما کل این جواب همیشه سخت مرا برآشفته میکند و مرا بیاد روزهای خونین غرب آذربایجان در زمان سیمیتقو و یا حوادث اوایل انقلاب 57 و وضعیت فراموشکار حافظه تاریخی مردم این خطه می اندازد و بحث ((رهبریت)) و اهمیت آن در ذهنم متجلی میگردد. در طول تاریخ معاصر اقلا 200هزار نفر تورک قربانی آرزوهای تخیلی اکراد افراطی شده اند، اما بنظر میرسد ما هنوز عبرت نگرفته ایم و حافظه تاریخی ما بسیار فراموشکار است! بنظر من از مهمترین عواملی که در مساله عبرت ناپذیری ما نقش عمده دارند میتوان به موارد ذیل اشاره نمود: ما تورکها عمدتا مردمانی اومانیست و بیش از حد مهربان هستیم که بقول ((پروفسور میر علی سیداف)) که در صفحه 15 کتاب ارزشمند ((آذربایجان سوی کؤکونو دوشونرکن)) مینویسد:((ما مهربانترین ملت دنیا هستیم! که در طول تاریخ بخاطر بخشیدن و عفو بی مورد دشمنانمان بعدا مجبور به دادن تاوانهایی سخت شده ایم)).من زندگی و تفکر تدافعی ملت آذربایجان و سطحی نگری و نگرش خوش بینانه را نیز در این مساله دخیل میدانم، همچنین که ما در طول تاریخ معاصر تحت سیطره رژیم های نژادپرست فارس زندگی کرده ایم. اما مهمترین دلیلی که در این مورد بنظرم میرسد، ((مساله رهبری)) است، مساله ایی که ما در برخورد با اکراد همیشه به آن بی توجه بوده ایم. اگر امروز ما سپاهیان و بسیجیان تورک تحت امر جمهوری اسلامی (البته بجز آنهایی که خود فعال حرکت ملی آذربایجان هستند) که شاید بیشتر آنها ضد تورک نیز باشند را بعوان سد دفاعی خود در برابر اکراد میدانیم و در واقع به رهبریت و نقش تعیین کنندگی آنها در منطقه رسمیت میدهیم پس فردا در روز بحران و پس از آن نباید منتظر تحقق چیزی بنام ((سعادت ملی آذربایجان)) باشیم چراکه نیروهایی ایدئولوژیک با افکاری شاید متضاد با منافع ملی آذربایجان بواسطه رهبریتی که ما با اهمال کاریهای خود به آنها تقدیم کرده ایم بقدرت میرسند و جایگاه اجتماعی پیدا میکنند و بعنوان قهرمانان وطن محبوب دلها میگردند!
البته نوع نگرش ما بر طبقه های اجتماعی و فکری و شغلی جامعه باید پلورالیستی باشد و من نیز معتقدم که سپاهی یا بسیجی آذربایجانی به اندازه فعالان حرکت ملی سرزمین خود را دوست دارد و خود جزیی از حرکت ملی آذربایجان است ولی بخاطر جامعه توتالیتر ایران اجازه رشد شعور فکری و ملی نیافته است و در گرداب شووینیسم فارس گیر کرده است و ذهنش با اصولی بنیان یافته که منافع حاکمیت ایران و شووینیسم فارس را تامین میکند نه منافع ملی آذربایجان. لذا سست کاری و بی تفاوتی و یا اهمال کاری مان در خصوص مساله رهبریت در مقابله با اکراد شاید نهایتا به بهای شکست حرکت ملی آذربایجان بیانجامد!
حال برای مقابله با نیات تجاوزگرانه و یا تروریستی اکراد چه باید کرد؟
اولا ما نباید از اول بدنبال آخرین راه حل (برخورد نظامی یا خشونت بار) باشیم، هرچند که اکنون باز در حالتی تدافعی قرار گرفته ایم و در برابر تجاوزگر و تروریست مجبور به دفاع هستیم. برای مقابله با سیاستهای طمع کارانه، تجاوزگرانه و یا تروریستی اکراد میتوان در دو حوزه داخلی و بین المللی فعالیت نمود:
حوزه بین المللی: در خصوص حوزه بین المللی مهمترین مساله ایی که باید مد نظر داشت اینست که ادبیات ما، ادبیاتی منطبق با اصول و مقرارات بین المللی باشد. مسائلی نظیر کردستان بزرگ که تمامیت ارضی۴ کشور ترکیه، ایران، سوریه و عراق و مهمتر از همه جنوب و غرب آذربایجان را تهدید میکند، افشای ماهیت و سیاستهای احزاب تروریستی اکراد، تالیف و ترجمه و نشر آثاری مربوط به تاریخ و تحولات سیاسی اجتماعی غرب آذربایجان و انتشار آنها در سطح بین المللی، ایجاد لابی هایی در سازمانهای بین المللی و نیز در بین دولتمردان کشورهایی که خطر کرد آنها را نیز تهدید میکند، تلاشهای آذربایجانیهای خارج از کشور در تبلیغ آن دسته از شهرهای غرب آذربایجان که اکراد بر آنها ادعای ارضی دارند میتواند در جای خود نقش مفیدی حداقل از لحاظ روانی داشته باشد و مواردی دیگر. اما یکی از مهمترین اقدامات عملی که در داخل مرزهای آذربایجان جنوبی میتواند انجام گیرد و فعالان حرکت ملی آذربایجان خارج از کشور آنرا بین المللی نمایند، آماده کردن طرحی است با موضوع ((جنایتها، تجاوزها و قتل عامهای اکراد در غرب آذربایجان)) که اینان در طول تاریخ معاصر خون حداقل ۲۰۰هزار نفر تورک آذربایجانی را ریخته اند.
حوزه داخلی: تقویت و فراگیرتر ساختن حرکت ملی آذربایجان در شهرهای غربی آذربایجان و نیز برگزاری هرچه قدرتمنتر مراسمها، تجمعات و ... در غرب آذربایجان که برد تبلیغاتی زیادی دارند، کارهای امنیتی و جمع آوری آمار و اطلاعات از جمله مهمترین اقداماتی است که میتواند در فوریت امور قرار گیرد، چراکه در عصر انفجار اطلاعات کسانی که برگ برنده بیشتری داشته باشند پیروزند. برخورد علمی و تحقیقی با مساله کرد میتواند راهگشایی مسالمت آمیز برای حل مساله باشد. تبلیغات نیز بعنوان قدرتی سحرانگیز باید در دستور کار قرار گیرد که نقش اساسی را در بیداری و آگاهی ملت آذربایجان در قبال مساله کرد در پی خواهد داشت. ایجاد لابی هایی در بین مسولان و نهادهای دولتی و محلی که از آن طریق بتوانیم از منافع ملی آذربایجان حراست و دفاع کنیم. برخورد سیاسی با مساله کرد میتواند زمینه ایی برای ایجاد فضای دیالوگ و گفتگو برای حل مساله باشد. نفوذ و یا حتی حضورهای کاملا نظام مند فعالان حرکت ملی (مثلا در قالب استخدام، راه اندازی شرکت های مختلف و ...) در داخل و یا لایه های نهادهای انقلابی جمهوری اسلامی و همچنین عضویت در پایگاههای بسیج و مساجد نقشی بسیار مهم در مقابله با اکراد و مساله رهبریت ایفا خواهد کرد همچنین این مساله میتواند با درایت فعالان و گروههای حرکت ملی آذربایجان بجز مساله کرد در مسائل دیگر آذربایجان نیز کاملا مفید و کلیدی باشد. و راهکارهای زیاد دیگری که جهت پرهیز از اطاله کلام به آنها اشاره نمیشود و تنها به اساسی ترین و شاید حیاتی ترین اقدامی که برای روزهای بحرانی از اکنون میتواند در دستور کار تمامی فعالان، گروهها و احزاب حرکت ملی آذربایجان در نواحی غربی سرزمینمان قرار گیرد مساله تشکیل ((هسته های مقاومت مردمی)) در شهرها، روستاها و مناطق مختلف غرب آذربایجان است که به این طریق میتوان رهبریت مساله را نیز در دست گرفت و دفاع از غرب آذربایجان را تضمین کرد. برای رسیدن به این مقصود شاید لازم باشد گروههای حرکت ملی موجود در غرب آذربایجان ارتباط و همکاریهای نزدیک و بیشتری باهم داشته باشند که مطمئنا بجهت حفظ تمامیت سرزمینی آذربایجان اینگونه خواهد بود.

